گنج

شمارهٔ ۱۰۱

بزم عشق است و قدح کام نهنگ است اینجاباده خونابه صراحی دل تنگ است اینجا
شیشهٔ دل ز نزاکت گرهی بر باد استآمد و رفت نفس صدمهٔ سنگ است اینجا
چشم پرخون جگر جام می گلناریموج صهبا طپش بسمل رنگ است اینجا
در پس پرده غم حسن کلامم مخفی استقفل گنجینهٔ لبها دل تنگ است اینجا