شمارهٔ ۱۰۰
نماید جلوهٔ عکسش ز بس بیتاب دریا رابلرزد عضو عضو از قطره چون سیماب دریا را
رسد فیض دگر زاهل نظر کامل عیاران رافلک سان محشر کوکب کند مهتاب دریا را
غبار آلوده سازد صحبت دیوانگان دل رامکدر می کند آمیزش سیلاب دریا را
صفای حسن ظاهر پاک گوهر را دهد زینتبود شور دگر در جلوهٔ مهتاب دریا را