گنج

شمارهٔ ۱۰۰۹

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: وردراینراه۸ بیت
ای شوخ قوشجی که ز بیداد خوی تواغری دویده باز نگاهم به سوی تو
چشمی سیاه کرده همانا به روی توهر حلقه ای که گشته نمایان ز موی تو
دور می اش ز حلقهٔ ماتم دهد نشانبزمی که نقل او بود گفتگوی تو
افتد به شیشهٔ خانه افلاک رخنه هابالد هوا به خویشتن از بس ز بوی تو
زایل نگشت رنگ خجالت ز چهره اششرمنده گشته است گل از بس ز روی تو
بی تو نه ایم نیم نفس گرچه عمرهاستاز خویش رفته یم پی جستجوی تو
بی شک به رنگ آینه صاف است باطنشهر کس که او نگفته خوش آمد به روی تو
زین بحر قانع ار شده باشی به قطره ایجویا بجا بود چو گهر آبروی تو