شمارهٔ ۸۹
نبار عشق و ستم گر چه طاقتم نبودکه در طریق وفا جز بلا و غم نبود
اگر ز درد بنالم نه صادقم در عشقکه هر چه دوست کند موجب الم نبود
چو غم ز طعنه غمز رقیب نیست مراامید تربیت و احترام به هم نبود
حریم کعبه مقصود بیحرامی نیستتو را که خوف بود راه در حرم نبود
ز لطف دوست مشو ناامید و خوشدل باشکه رسم و خوی کریمان بجز کرم نبود
ورا که خازن گنج عبادت است چه باکگرش خزینه قارون و گنج جم نبود
(جنید) در دل شب خامه زبان بنویسکه دستگیر ادیبان بجز قلم نبود