شمارهٔ ۸
ای دل غافل زمان کارسازی کردن استپیر گشتی همچنانت میل بازی کردن است
مبدأ عشق حقیقی گر همی پرسی که چیستای برادر توبه از بهر مجازی کردن است
گر همی خواهی که باشد از نمازت حاصلیچاره کار تو اول دلنمازی کردن است
اشک گرم و روی زرد و سوز دل باید به کارهمچو شمعت گر هوای سرفرازی کردن است
آن که دارد در جهان اسباب جاه و دولتیگو غنیمت دان که وقت دلنوازی کردن است
گر چه زورت هست با هر ترک و تازی درمپیچزآن که این میدان نه جای ترک و تازی کردن است
کودک راه (جنید) اندر صف مردان میاپشه بین کاو را هوای سرفرازی کردن است