شمارهٔ ۷۷
هر که رخسار تو بیند به گلستان نرودوآن که درد تو کشد از پی درمان نرود
هر که در خانه دمی با تو به خلوت بنشستبه تماشای گل و لاله و بستان نرود
خضر اگر لعل روانبخش تو را دریابدبار دیگر به لب چشمه حیوان نرود
گر نه امید لقای تو بود در جنتهیچ عاقل به سوی روضه رضوان نرود
هوسم بود که در کیش غمش کشته شوملیکن این لاشه ضعیف است به قربان نرود
ای که گفتی به هوس در پی دل چند رویعاشق دلشده چون در پی جانان نرود
مرد باشد که ز شمشیر نگرداند رویور نه از خانه همان به که به میدان نرود
ملکت عشق کسی راست مسلم چو (جنید)که دلش در طلب ملک سلیمان نرود