شمارهٔ ۷۳
ساقیا! مهلت دَه روزهٔ دوران هیچ استجامِ جم دِه که همه ملک سلیمان هیچ است
قصهٔ نیک و بد و هر چه تو خوانی بر ماباده پیش آر که افسانهٔ دوران هیچ است
گنج قارون چه بود در نظر همت ما؟که همه مملکت کسری و خاقان هیچ است
چون سر از دست بخواهد شدن، ای یار عزیز!وقت خوش دار که فکر سر و سامان هیچ است
در ره عشق چه نازی به دلی یا جانیتحفهای جوی که اینها بر جانان هیچ است
حاصل دنیی و عقبی چه بود پیش جنید؟زآن که ملک دو جهان در خور مردان هیچ است