گنج

شمارهٔ ۵۲

۱۰ بیت
سال‌ها شد که نکردیم شبی خوابی خوشدر فراق تو نکردیم مگر خوابی خوش
چشم سرمست تو در خواب ندیدیم شبیواین خیالی‌ست که بینیم چنان خوابی خوش
آرزو می‌کندم با تو شبی صحبت و عیشکه بود شمع و گل و مطرب و مهتابی خوش
نقد دنیا گرم از کف برود عمر تو بادهست موقوف وصالت همه اسبابی خوش
حسن خوش سیرت نیک است و گر نه چه صفاحسن را گر نبود خلقی و آدابی خوش
شرح هجران تو یا رب که چه مشکل وصل استمگرم وصل تو تعلیم کند بابی خوش
ای خوشا موسم نوروز چو از هر طرفیباده در طره سنبل فکند تابی خوش
طرف کوه از اثر برف زمستانی بینهم‌چو بر تخته خارا زده سنجابی خوش
می‌کنم در طلب لعل تو ایجازی خوبمی‌کنم در هوس زلف تو اطنابی خوش
کعبه روی تو را قبله جان ساخت (جنید)که نمودی خم ابروی تو محرابی خوش