شمارهٔ ۳
نامه سیه کردهایم بار خدایا ببخشعمر تبه کردهایم بار خدایا ببخش
جرم و خطا کردهایم ترک وفا کردهایمبس که جفا کردهایم بار خدایا ببخش
خستهدلیم از گناه نامه سراسر سیاهعمر به غفلت تباه بار خدایا ببخش
در طمع هر خسی در شده با هر کسیکرده گناهان بسی بار خدایا ببخش
عاصی و بیچارهوار غمزده و شرمساربر درت آییم زار بار خدایا ببخش
ای تو ز هر عیب پاک ذلت یک مشت خاکگر تو نبخشی چه پاک بار خدایا ببخش
گر چه منم بس لئیم هست عطایم عمیمفضل نما ای کریم بار خدایا ببخش
ای کرمت دستگیر لطف تو نعم النصیرتوبه ما در پذیر بار خدایا ببخش
دیده که در برگشود دل که دلیری نمودجمله قضای تو بود بار خدایا ببخش
گر تو حمایت کنی لطف و عنایت کنیکار کفایت کنی بار خدایا ببخش
گر چه (جنید) از نوید دست تهی شد چو بیدهم به تو دارد امید بار خدایا ببخش