گنج

شمارهٔ ۱۷

۱۱ بیت
تا بوی روح پرور او در مشام ماستانفاس نافه ختنی در کلام ماست
هر مستیی که در دو جهان می‌شود پدیدچون نیک بنگری ز هوای مدام ماست
ما را چه احتیاج به خم‌خانه یا به جامکه افلاک باده‌خانه و خورشید جام ماست
تا گشته‌ایم حلقه‌ به گوش وفای عشقهمواره گوش هوش و خرد بر پیام ماست
زآن گه که کوس عشق زدیم از فراز عشقآمد ندا که عالم و آدم به کام ماست
کیوان که شاه مسند ایوان عزت استمحتاج آستانه عالی‌مقام ماست
دائم خطیب میزنه (؟) پایه فلکبا ساکنان قدس در اثبات نام ماست
مقبل کسی بود که بیابد قبول ماکه اقبال یار اوست که از جان غلام ماست
ما را به آب و نان لئیمان چه حاجت استکاین هفت خوان چرخ سراسر طعام ماست
بی‌گوهران چگونه زبان آوری کنندبا تیغ آب‌دار که اندر نیام ماست
تا گشته‌ایم خاک ره عشق چون (امیر)شاه جهان گدای در احتشام ماست