شمارهٔ ۹
ای مهین والاگهر والی که ما از همتتفارغ از اندیشه و آسوده از دریوزهایم
دقتی کردم چو یاقوتی مفرخ گوش دارتا بدانی در چه فن زین گنبد پیروزهایم
در جهان از دو محمد دین ایزد شد قویکز وجود این دو اندر نعمت هرروزهایم
آن یکی پیغمبر یزدان و این والی یزدوز پی تقلیدشان ما فرقه دلسوزهایم
زان عربها را شرف وز این عجمها را شعفزین و آن ما پر نموده زآب رحمت کوزهایم
لیکن این شیر عجم برعکس آن میر عرببدعتی انگیخت کز وی ریگ غم در موزهایم
در زمان آن محمد روزه گر در روز بوددر زمان این محمد ما به شب هم روزهایم