گنج

شمارهٔ ۷

۶ بیت
ای که شب را به غمت اخترش از دیده چکیدصبح در ماتم تو بر تن خود جامه درید
تنگ‌تر شد ز قفس بر دل ما دهر فراخمرغ روحت چو سوی گلشن فردوس پرید
شد به چشم پدر از فرفت تو روز سیاهگشت دور از پسر ار دیدهٔ یعقوب سپید
اف بر این چرخ مشعبد که خلاف معروفآخر از کین به گل اندوه جمال خورشید
نه شگفت از اثر کالبد نورس توکه همی غنچه بروید ز گلت جای خوید
گفت اندر پی تاریخ وفاتت جیحونمهی از بزم صدارت سوی فردوس چمید