شمارهٔ ۲
این قلمدان که دروکلک شه نامور استملجا لوح و قلم فخر قضا و قدر است
تختت فرخنده فر ناصردین شه عرشی استکاین نکو جعبه بران مصدر نفع و ضرر است
چون زفتح و ظفر صرف بود خامه شاهاین جهانیست که در وی همه فتح و ظفر است
نیست دریا ولی از کلک گهربار ملکهمچو دریا همه ایام مکان گهر است
نیست تبت ولی از مشک فشان خامه شاههمچو تبت همه اوقات پر از مشک تر است
آسمانیست مرصع بکواکب لیکنهریک ازکوکب او غیرت شمس و قمر است
شیر را خوب نیستان بود اما درویهست آن نی که هراسش بدل شیر نراست
کمر و تاج ملک باد پناهش جیحونتا که او رنگ ملک مفخر تاج و کمر است