شمارهٔ ۱۶
قوش کبکانداز من چون پر همّت وا کندچنگل او پنجه اندر پنجه عنقا کند
خود نه تنها دشت را حمرا کند از خون کبکنسر طایر را شکار از گنبد خضرا کند
گاو غبرا ناف دزدد شیر گردون جان دهدچون سوی پایین بود یا عزم بر بالا کند
گوییا دارد ید بیضا که برباید به قهرفیالمثل کبک ار بنه در بیضه بیضا کند
گر مَلَک زیر فلک بر شکل تیهو بگذردشاهباز آسا ورا صد رخنه بر اعضا کند
فر پرش طایر اقبال را بهجت دهدبانگ زنگش چنگ شورانگیز را رسوا کند