گنج

شمارهٔ ۱۵

۱۱ بیت
ای مهینه داوری کت شش جهه فراش وارقبه از هفت اختر و خرگه زنه گردون کنند
وی مسیحافر که با گرد رهت یونانیانخنده برکحل الجواهرهای افلاطون کنند
عزم حزم نافذت در انقباض و انبساطبحر را مانند کوه وکوه را ماهون کنند
هر که از بداختری کین تو ورزد در ضمیرنه فلک از... وارون کنند
بنده جیحونرا بدانسان چرک گردیده است رختکه نشاید پاکش از صد دجله و جیحون کنند
تا دو صد فرسنگ لیلی سازد از مجنون فراروصله ازان اگر برپیکر مجنون کنند
هر کسم بیند نهانی گوید ایکاش اهل شهربهر دفع نکبت این مردود را بیرون کنند
نه مرا آن طلعت زیبا که رندان بهر فسقخلعت دیبا دهند و هرشب ...ـون کنند
نه دراین صحراست بازاری که وقت احتیاجیارهی را مغتنم سازند یا مغبون کنند
یا بده فرمان غلامی را که گوید اهل ملکباکلوخ و سنگ رجم این تن ملعون کنند
یا بفرما تا ستاره رخ کنیزان حرمرو سپیدم چون قمر از قرصه صابون کنند