شمارهٔ ۱۰۰ - مطلع ثانی
کای باقبال جهانگیر و ممالک پیمایوی مصور ز رخت معنی تایید خدای
تخت از صولت کام تو بود کیوان پویتاج از دولت فرق تو بود فرقدسای
گرد گوی دم اسبت مه افلاک مسیرگرد نعل سم خنگت گل خورشید اندای
باد باسیر سمند تو یکی بیهده گردعقل با ذوق سلیم تویکی هرزه درای
هرشب از سهم کیی کاخ شکوهت مریخپرد از خواب چنان کش شکند طاق سرای
هردم از رعب کله گوشه قدرت کیوانبجهد از جای چنان کش گسلد بند قبای
کلک بشکست قضا دفتر پیچید قدرهربلد را که شد اخلاق تو فرمان فرمای
مهر خاور را در محضر تو سر برسنگجند اختر را درکشور تو پا درلای
کیست فردوس که نبود بر بزمت مدهوشچیست دوزخ که نماند گه رزمت دروای
ابر اگر با تو رود اوج بگو باد مسنجبحر اگر با تو زند موج بگو آب مسای
تا موالید سه و عقل ده و ارکان چاربر درت هفت فلک یک جهتی پشت دوتای