گنج

بخش ۹۴ - تنبیه

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۱۹ بیت
دلا بیدار شو از خواب پندارکه شمشیر اجل را نیست زنهار
امل بگذار، کارد خواب مستیغنیمت دان درین یک دم که هستی
امل را نیست کاری غیر ازین هیچکه در کار افکند هر لحظه صد پیچ
مناز از دولت و فر همایونکه دیو دهر دارد طبع وارون
کمینه خوی او این است مستیزکه ننشسته ز پا گوید که برخیز
مشو نادان درین ره زانکه عاقلنشد هرگز چو جاهل از پی دل
از آن کار جهان هرگز نشد راستکه از یک نقطه شد وان هم نه پیداست
به این نقطه دلم کاری نداردچرا کین نقطه، پرگاری ندارد
مشو غافل ازین دوران زمانیکه بر یک نقطه می گردد جهانی
مدان دور زمان جز نقطه حالکزو شد هفته و روز و مه و سال
منه دل خوش بدین دوران که دوراننه سر پیداست او را و نه پایان
نبرد از گردشش کس ره به جاییکه او را نه سری آمد نه پایی
به دولت دل مگردان شاد ازین بیشکه باشد از پی یک نوش صد نیش
مخند از خنده دوران و بگذرکه در هر خنده صد گریه است مضمر
نزد از کام دل، کس خنده ای رستکه بازش دل نگشت از گریه ها سست
کسی کامی نبرد از چرخ افلاککه از ناکامیش ننشست بر خاک
مدار از گردش گردون، طمع کامکه می باید شدن زو کام و ناکام
مشو مغرور اگر کامت دهد دورکه در هر کام او پنهانست صد جور
چو خسرو را ز دولت کار شد راستز مغروری فتاد اندر کم و کاست