بخش ۸۸ - پند پنجم
بود پند من این پنجم که دانانگیرد سخت بر خود رنج دنیا
ببین دنیا و بر خود نیک برسنجکه دنیا نیست غیر از خانه رنج
دو در دارد جهان و آن کس برد سودکزین در آید و زان در رود زود
سرای دهر را چون نیست بنیادخوش آن عاقل که در وی، رخت ننهاد
جهان دیوی ست کو خوش نیست با کسنبندد دل کسی هرگز به ناکس
جهان چیزی ندیدم، بلکه جان نیزنبندد هیچ دانا، دل به ناچیز
غم دنیا مخور تا می توانینصیحت گفتمت دیگر تو دانی
امل چون نیست غیر از ذل و پستیغنیمت دان درین یک دم که هستی
منه بر بود و نابود جهان دلکه خوش گفت این سخن، آن مرد کامل
دو روزه عمر اگر داد است اگر دودچنانچش بگذرانی، بگذرد زود