گنج

شمارهٔ ۴۶۰

عشق تو منسوخ ساخت دفتر علامگیبر ورق ما نوشت حرف سیه نامگی
خلعت شه باد چست بر قد خاصان که هستجامه درویش بس خلعت بی جامگی
در ره خودکامه ای خاک شدیم و هنوزاز سر او کم نشد نخوت خودکامگی
بس که کنند ازدحام بهر تماشا عواممجلس واعظ گرفت صورت هنگامگی
محرم راز تو نیست کس به جهان زان شوندخاصگیانت نهان در حجب عامگی
نفس که شد مطمئن در کنف عشق تورست ز امارگی ماند ز لوامگی
جامی و نظم بلند کز پی ثبتش کندوجه قمر صفحگی تیر فلک خامگی