گنج

شمارهٔ ۳۸

سرود مجلس درد است آه و ناله ماحباب خون جگر لاله گون پیاله ما
به بزم وصل چو شمعیم با تو چرب زبانبه روغن است فتاده ز تو نواله ما
به باغ چند تماشای سرو و لاله کنیمقد تو سرو بس و عارض تو لاله ما
فسرده بر رخ ما اشکهاست از دم سردمباد آفت برگ گل تو ژاله ما
به گرد کعبه چه گردیم چون نشد ز ازلبجز حوالی دیر مغان حواله ما
کهن قباله رندیست دلق ما که زدندز داغ جرعه بتان مهر بر قباله ما
به پیش نظم تو جامی ز نثر خود خجلیمز نوک کلک تو یک حرف و صد رساله ما