گنج

شمارهٔ ۳۷

ای پریرخ مرو از خانه مارحم کن بر دل دیوانه ما
در غم عشق تو افسانه شدیمبنشین گوش کن افسانه ما
ازمی عشق چو پیمانه پریملب بنه بر لب پیمانه ما
گنج حسنی چه طلسم انگیزیمکه شوی ساکن ویرانه ما
مست عشقیم و دهد ذوق دگربر رخت نعره مستانه ما
نور جستیم ز شمع رخ توآتش انداخت به کاشانه ما
دید جامی سوی خالت گفتیکی به هر مرغ رسد دانه ما