شمارهٔ ۳۶
کشته خنجر عشق است دل زنده ماغرق جمعیت او وقت پراکنده ما
بخیه بر وصله پیوند کسان کم زده ایمدست تجرید بود بخیه کش ژنده ما
گر بخندیم مکن عیب که چون غنچه بودپرده پوش دل آغشته به خون خنده ما
نقش تقویم ازل زایچه طالع ماستعطف دامان ابد دولت پاینده ما
چیست درگوش وی از ماه نو این حلقه زرگر نه دولت عشق است فلک بنده ما
هست جوینده چو یابنده ندانیم چراستدرد نایاب نصیب دل جوینده ما
جامی آفاق پر است از رقم عشق و هنوزهست ازین حرف خجل کلک سرافکنده ما