شمارهٔ ۳۱۰
من آن نیم که پی حفظ اعتقاد عوامکشم عنان ارادت ز نقل باده و جام
درآی ساقی و در ساغر بلورین ریزشراب لعل علی رغم کالانعام
ازان شراب که چون از خودت خلاص دهدنه اسم و رسم گذارد تو را نه ننگ ونه نام
ازان شراب که چون جرعه ای ز ساغر اورسد به خاک دمد روح در رمیم عظام
ازان شراب که چون مطلقت کند برهیزقید بندگی آفریده اوهام
ز وهم روی بگردان که در شریعت عشقیکیست عابد اوهام و عابد اصنام
به سراین سخن آن زنده پی برد جامیکه هم ز کفر مبرا بود هم از اسلام