شمارهٔ ۲۳
زاهدا چند به طاعات مراعات مراطاق محراب تو را کنج خرابات مرا
تو و مسجد من و میخانه چه خوانی هر دمسوی آفتکده از مأمن آفات مرا
قبله حاجتم ایوان در میکده بسبرمگردان رخ ازین قبله حاجات مرا
گشته ام محو حقیقت برو ای واقعه بینبردل ساده مکش نقش خیالات مرا
کی کشم محنت تاریکی ازین گونه که تافتنور خورشید رخت از همه ذرات مرا
سطوت عشق تو گنجایی هیچم نگذاشتنه غم نفی بود نی سر اثبات مرا
به نکونامی زهدم چه ستایی جامیچون به بدنامی عشق است مباهات مرا