گنج

شمارهٔ ۲

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ایمدینه۲۳ بیت

فی نعت النبی علیه الصلوة و السلام

ماییم که چون لاله صحرای مدینهداریم به دل داغ تمنای مدینه
سودای بهشت از سر دانا برود لیکممکن نبود رفتن سودای مدینه
هرگز به تماشای بهشتت نکشد دلگر چشم گشایی به تماشای مدینه
بگشای چو گل گوش که از وحی الهیستگلبانگ زنان مرغ خوش آوای مدینه
کعبه که بود بادیه پیماش جهانیخواهد که شود بادیه پیمای مدینه
طوبی که سرافراخته بر ذروه عرش استشاخیست زنخل چمن آرای مدینه
مرغان اولی اجنحه را نیست نشیمنجز کنگره سور فلکسای مدینه
نبود گهری در صدف بحر ارادتپاکیزه تر از گوهر یکتای مدینه
حلوای نبات است ز مصر آمده خرماشبی زحمت دود آمده حلوای مدینه
خرما چو خوری دانه همی بوس که باشدتسبیح ملک دانه خرمای مدینه
دیده ست مدینه به مثل شخص جهان راچون مردم دیده همه ابنای مدینه
پاکرده زسر کن ز مدینه طلب دینکز سر همه دین آمده تا پای مدینه
از میم مدینه نگر اینک که چگونهدین است مرتب شده تاهای مدینه
کوثر که شنیدی نبود تشنه دلان راجز ساغر آب از کف سقای مدینه
شد جای کسی خاک مدینه که نشایدجز قمه عرش از شرفش جای مدینه
مرغ ازلی لحن که از زمرهة اوستدر رقص ابد صخره صمای مدینه
کالای مدینه چه بود خاک ره اوملک دو جهان قیمت کالای مدینه
تا خاک مدینه شده دریای وجودشعقل کل و غواصی دریای مدینه
تا یافته حضرت زنم چشمه جودشنزهتگه خضر آمده خضرای مدینه
سقف حرم اوست به صد مشعله نوراین گنبد فیروزه به بالای مدینه
آفاق همه منتظر مقدم اویندو او پردگی مهد معلای مدینه
هر چند که در خاک خراسان شده محبوسجامی که بود عاشق شیدای مدینه
دارد به خود امید که فردای قیامتسر بر زند از شقه خارای مدینه