شمارهٔ ۴۱
جهد مل کن که باز عهد گل استعهد گل را قرینه جهد مل است
سایه بر هر خسی کی اندازدسنبل تو که سایه بان گل است
جان صدپاره ام کند به تو میلمیل اجزا بلی به سوی کل است
هندوی عقل را به طوق بلاحلقه زلف تونهاده غل است
ناله نای سوزناکتر استگرچه زخمی که هست بر دهل است
پیش طوفان عشق حیله عقلهمچو بر رهگذار سیل پل است
از صراحی دوباره قلقل میپیش جامی به جای چارقل است