گنج

شمارهٔ ۲۹۲

ای شهره در زمانه به شیرین شمایلیتعویذ بند حسن تو چرخ حمایلی
حاجت به قبله دگرم نیست در نمازهرجا که می روم تو مرا در مقابلی
با استقامتی که قدت راست متصلچون ابروان به کشتن عشاق مایلی
خوبان چو ماه از تو کنند اقتباس نوربی عار اقتباس تو خورشید کاملی
ای آشنا چه آگهی از حال ما تو راما غرق و تو نظاره کنان گرد ساحلی
رندی و عاشقی همه زنج است و محنت استخوش وقت پارسایی و از عشق غافلی
جامی ز زخم تیغ تو می داد جان و بودورد زبان او رحم الله قاتلی