شمارهٔ ۲۶۲
چه کاریست خوش دل به جانان سپردنچو افتد به جان کار دل جان سپردن
به هرگام دشواریی پیشت آیدنشاید ره عشق آسان سپردن
چون آن کافر آید به یغما چه چارهجز از دین گذشتن جز ایمان سپردن
ز وصلی که باشد طفیل رقیبانبود خوشترم جان به هجران سپردن
چو نبود درین موج خیز آشناییخوشا رخت هستی به طوفان سپردن
میفزای گو خط بر آن لب که نتوانبه موران نگین سلیمان سپردن
فسون است اشعار جامی خوش افتدبه یار پری خوی دیوان سپردن