شمارهٔ ۲۰۱
دلم که بی تو ز هیچ آرزو ندارد حظز باغ و راغ بجز رنگ و بو ندارد حظ
ز لطف طبع بود ذوق می نه از خوردنز باده با شکم پر سبو ندارد حظ
چه سود کوشش واعظ چو بی عنایت توبغیر رنج و غم از جست و جو ندارد حظ
مکش نقاب ز رخ پیش زاهدان کثیفکه جز لطیف ز روی نکو ندارد حظ
بود ز چاشنی عشق بی نصیب آن کسکه از چو تو صنمی تندخو ندارد حظ
حدیث صدر ریاست به شیخ مجلس گوکه رند دردکش از آب و رو ندارد حظ
شنو به گوش رضا گفت و گوی جامی راکه بی رضای تو از گفت و گو ندارد حظ