شمارهٔ ۱۶۰
زان شست و شو که در چمن از ژاله میرودداغ جفای دی ز دل لاله میرود
ساقی بیار باده که از یک دو روزه عیشدر فصل گل کدورت یکساله میرود
میگون لبت ز خاطر من از سه بوست شستبختی که از ثلاثه غساله میرود
هر سو که کوچ کرده ما راه برگرفتما را ز دیده اشک و ز دل ناله میرود
چتر از فروغ طلعت او غرق نور شدماه تمام در تتق هاله میرود
هرجا که رفت زورق حافظ به بحر شعرجامی سفینه تو ز دنباله میرود
نظم تو میرود ز خراسان به شاه فارسگر شعر او ز فارس به بنگاله میرود