شمارهٔ ۱۴
نبرد کعبه ام از خاطر این تمنا راکه قبله گاه کنم خیمه گاه سلمی را
چو نیست روی توجه به خیمه گاه ویمبه سوی کعبه کنم روی خود تسلی را
خیال قامت او کار سربلندان استحریم سدره بود جا درخت طوبی را
گشاد گوشه برقع ز رویش ای صوفیبیا مشاهده کن معنی تجلی را
به آستانه میخانه کی توان زد دستبه زیرپای نکرده سپهر اعلا را
به سجع و قافیه جامی همیشه مایل بودز بهر بستن زیور عروس معنا را
هجوم عشق تو ناگه رسید و یکسر بردز خاطرش هوس شعر و ذوق انشا را