گنج

شمارهٔ ۸۶۵

مغنی به آواز چنگ و چغانهچه خوش گفت وقت صبوح این ترانه
که ای خواجه برخیز کانفاس عمرتبود مایه دولت جاودانه
درین بزمگه چند غافل نشینیز صوت اغانی و جام مغانه
مباش از می لعل غافل زمانیکه پیداست پایان کار زمانه
غنیمت شمر روز عشرت که داندکه روزی دگر زنده باشیم یا نه
به هر خانه کز دوست یابم نشانینتابم سر خدمت از آستانه
به کعبه مرو جامی از خانه خودکه خالی نباشد ازو هیچ خانه