گنج

شمارهٔ ۸۶۴

تعالی الله زهی شاه یگانهزهی حسن و جمال جاودانه
درین بتخانه هر نقشی که بینمتویی مقصود ما دیگر بهانه
نبیند چشم عارف عارض و خالنجوید مرغ قدسی آب و دانه
اگر خوانی ز عشقم داستانینخوانی عشق مجنون جز فسانه
مجو اسرار عشق از شیخ خلوتچه داند نطق طوطی مرغ خانه
میانت را چنان خواهم در آغوشکه مویی هم نگنجد در میانه
گذر کن بر سر جامی که داردسر خدمت به خاک آستانه