گنج

شمارهٔ ۸۲۹

ای پیر گشته بهر جوانان ز ره مروموی سفید در پی زلف سیه مرو
بنگر مه شباب خود اندر محاق شیبزین بیش در نظاره روی چو مه مرو
دنبال قد فراخته طفلان بی گناهبا قامت خمیده ز بار گنه مرو
فکر حساب هر کجی و راستی بکنپیش بتان راست قد کج کله مرو
دل پر هوس مزاحمت اهل دل مکنبتخانه زیر خرقه سوی خانقه مرو
خواهی به صوب کعبه تحقیق ره بریپی بر پی مقلد گم کرده ره مرو
دام حیات جز پی صید کمال نیستصیدی نکرده جامی ازین دامگه مرو