گنج

شمارهٔ ۸۲۸

ای اشک سرخ دمبدم از چشم تر مروهم رنگ لعل یار منی از نظر مرو
نزدیک مردنم ز تو دور از خدا بترسنزدیک اگر نیایی ازین دورتر مرو
تا کی روی به قول رقیب از نظر مرابهر خدا که بر سخن او دگر مرو
آن عشوه جوی فتنه بازار و کوی شدای پارسا ز کنج سلامت بدر مرو
جامی درش نه منزل آلودگان بودآنجا چو اشک غرقه به خون جگر مرو