گنج

شمارهٔ ۷۳

طرف باغ و لب جوی و لب جام است اینجاساقیا خیز که پرهیز حرام است اینجا
شیخ در صومعه گر مست شد از ذوق سماعمن و میخانه که آن حال مدام است اینجا
لب نهادی به لب جام و ندانم من مستکه لب لعل تو یا باده کدام است اینجا
بسته حلقه زلف تو نه تنها دل ماستهر کجا مرغ دلی بسته دام است اینجا
می کشی تیغ که سازی دل ما را به دو نیمتیغ بگذار که یک غمزه تمام است اینجا
پیش ارباب خرد شرح مکن مشکل عشقنکته خاص مگو مجلس عام است اینجا
جامی از بوی تو شد مست نه می دیده نه جامبزم عشق است چه جای می و جام است اینجا