شمارهٔ ۷۲۷
فزاید ز خط حسن نازک عذارانعلیکم بحسن الخط ای دوستداران
شود تازه از خط بهار نکوییبدان گونه کز سبزه عهد بهاران
میا خوی فشان می چکان از رخ و لببه هم بر مزن وقت پرهیزگاران
قرارت نه این بود با ما ز اولکه باشی قرار دل بی قراران
ندانم چه بود اینکه گشتند آخرچنین ناامید از تو امیدواران
شد از تیغ مهرت دلم پاره پارهچو ابرو ازو هر مژه اشکباران
قدح گیر جامی که جز می نبخشدفراغت ز درد سر هوشیاران