شمارهٔ ۷۰۲
هر دم ز تو بر سینه صد داغ جفا خواهمبا درد تو خو دارم حاشا که دوا خواهم
هر کس به هوای دل خواهد ز تو مقصودیاین جمله طفیل تو من از تو تو را خواهم
نتوان به مژه رفتن از رهگذرت گردیآن به که من این سرمه از باد صبا خواهم
نبود چو رقیبانم در حوصله پیوندتلیک از تو رقیبان را چون خویش جدا خواهم
دی از تو وفا جستم دادی به جفا وعدهباز آمده ام امروز کان وعده وفا خواهم
دستم به سر سروت چون می نرسد خود رادر راه تو چون سایه افتاده ز پا خواهم
گفتی که که را خواهی از خیل بتان جامیچشمی ست مرا آخر غیر از تو که را خواهم