گنج

شمارهٔ ۶۵۰

هر جا که کنم خانه همخانه تو را یابمهرگز نروم جایی کانجا نه تو را یابم
گر خواب کنم شب‌ها ور خانه روم تنهادر خواب تو را بینم در خانه تو را یابم
در بزم قدح نوشان در چشم وفا کوشانمعشوقه تو را دانم جانانه تو را یابم
در صحبت هر جمعی کافروخته شد شمعیگرد سر او گردان، پروانه تو را یابم
گر جانب میخانه آیم پی پیمانهدر دستِ می‌آشامان پیمانه تو را یابم
از سر بکشم خرقه در بحر شوم غرقهدر هر صدفی پنهان دردانه تو را یابم
از خود بگسل جامی می‌زن درِ گمنامیکاندر تتق وحدت بیگانه تو را یابم