گنج

شمارهٔ ۶

شرف کعبه بود کوی تو رازاده الله تعالی شرفا
زایر کوی تو از کعبه گذشتسرو کوی تو کجا کعبه کجا
سر من غرقه به خون افتاده ستتا ز تیغ تو فتاده است جدا
بی تو بر جان دگرم باقی نیستجان اگر رفت تو را باد بقا
ساخت همچون مه نو ناشده پیرمیل ابروی توام پشت دوتا
هر کجا درد دوا نیز بودچون تو بی درد فتادی چه دوا
داشت در بیت حزن جامی جایجائه منک بشیر فنجا