گنج

شمارهٔ ۵۴۸

ز هجران بر لب آمد جان غمناکالا یا لیت شعری این القاک
به هر جمعیتی وصل تو جویملعل الله یجمعنی و ایاک
کسان را مهر دل از دیده خیزدو قلبی کان قبل العین یهواک
نعیم خلد اگر گردد میسرلعمری لا یطیب العیش لولاک
عنان عزم هر سویی که تابیسوی قلب المتیم لیس ماواک
شدم خاک ره و دامن کشیدیز من چون شاخ گل حاشاک حاشاک
به قصد قتل جامی می کشی تیغکرمها می کنی الله ابقاک