شمارهٔ ۳۲
یارب انصافی بده آن شیخ دعوی دار راتا به خواری ننگرد رندان دردی خوار را
شرع را آزار اهل دل تصور کرده استزان گرفته پیشه خود شیوه آزار را
طبع بر گنج حقیقت قفل و شرع آمد کلیدتا دهد زان گنج بیرون گوهر اسرار را
هر که جنباند کلید شرع را بر وفق طبعطبع نگشاید به رویش جز در ادبار را
منکر اهل طریقت را ز عرفان بهره نیستنیست جز جهل جبلی موجب انکار را
سر وحدت منطق الطیر است جامی لب ببندجز سلمیانی نشاید فهم این گفتار را
بوی عشق از گفته عطار عالم را گرفتخواجه مزکوم است ازان منکر بود عطار را