گنج

شمارهٔ ۳۰۸

پاکبازان همه نظاره آن روی کنندراستان میل به آن قامت دلجوی کنند
غمزه ها را مکن انگیز پی غارت دینکافرانند مبادا که به دین خوی کنند
چون خط سبز تو نازک نتوانند نوشتخوشنویسان به مثل گر قلم از موی کنند
چون شوم خاک، سرم بر سر کویش فکنیدباشد این کاسه سفال سگ آن کوی کنند
سالکان بی کشش دوست به جایی نرسندسالها گرچه درین راه تک و پوی کنند
من که و قبله چو با خاک برندم زنهارهر کجا منزل او روی من آن سوی کنند
وصف آن روی چو گل گو به گلستان جامیبلبلان چند حدیث گل خودروی کنند