شمارهٔ ۲۸۰
آن قوم که احرام سر کوی تو بستندتا سر ننهادند به راهت ننشستند
هر چند که هرگز می و میخانه ندیدندهمواره ز شوق لب میگون تو مستند
خوش حال شهیدان فراق تو که باریرفتند و ازین داغ جگرسوز برستند
زینسان که تو را دوست گرفتند محبانترسم که ازین پس به خداییت پرستند
منبرشکنان را چه ترقی شود از وعظزینسان که فرود آمده در پایه پستند
از دام علایق به غم عشق توان جستخوشوقت کسانی که ازین دام بجستند
چون جام تنک بود دل نازک جامیکز سنگ ستم سیمبرانش بشکستند