شمارهٔ ۲۷۱
ساقی به شکل جام زر آمد هلال عیدمی ده به فر دولت سلطان ابوسعید
قفلی که روزه بر در عیش و نشاط زدشکل هلال عید ز زر ساختش کلید
من بعد ما و عید و می لعل و عیش نقدنی شادمان به وعده و نی خایف از وعید
عهدی بعید شد که ز می عهد کرده ایمنبود بعید نقص چنین عهدها به عید
عید نو است و یار نو است و بهار نودارد ز هر جدید دلم لذتی جدید
شد بر مزید عشرت ما از دعای شاهبادش همیشه دولت و اقبال بر مزید
جامی شکرلبان سمرقند را شدیاز جان مرید یسرک الله ما ترید