شمارهٔ ۲۵۸
ز مهر روی تو هر شب کنم نظاره صبحنهم سرشک فشان چشم بر ستاره صبح
زند به صدق چو من دم ز مهر خورشیدیوگرنه چیست گریبان پاره پاره صبح
سواد طره شبرنگ گرد عارض توسیاهی شب تیره است بر کناره صبح
چنان بلند شد آهنگ ما که نشناسندکه این نفیر شب ماست یا نقاره صبح
علی الصباح به روی توام فتاد نظرصباح من همه شد خیر از استخاره صبح
ز صبح دم چه زنم با صفای طلعت تونداشت کس شب تاریک در شماره صبح
ز بس که وجه شبه روشن است از اهل سخنخوش است در صفت رویت استعاره صبح
طلوع اگر نکند زهره از افق جامیبس است گوهر نظم تو گوشواره صبح