شمارهٔ ۱۰۱۳
ای عمر گرانمایه و ای جان گرامیجانم به فدایت ز کجایی و چه نامی
کردیم دل و دیده مقام تو ولی نیستمعلوم که با خسته دلان در چه مقامی
دمساز سگان در خود صد رهم افزوندیدی و نگفتی که ازین خیل کدامی
بر روی زمین حیف بود آن کف پا حیفبر دیده من نه قدم آن دم که خرامی
غم نیست اگر ماه ملک نیمه نمانده سترخساره برافروز که ما را تو تمامی
زاهد نشد آگاه ز اسرار خراباتادراک وقایع نکند مردم عامی
هرگز نکند آرزوی خلعت شاهیجامی که رسید از تو به تشریف غلامی