بخش ۵۸ - ندبه حکیم دوم
بگفت آن دگر کز جهان فراخرسیدیم نادان بدین تنگ کاخ
دلی ساده از نقش اندیشه هاکفی خالی از ورزش پیشه ها
نه در عقل ما خوش ز ناخوش جدانه در چشم ما آب از آتش جدا
چو یکچند بودیم اینجا مقیمفتادیم در دام امید و بیم
نشستیم غافل ز مقصود خویشتهی خاطر از فکر بهبود خویش
بیابان غفلت نکردیم طیبه مقصود اصلی نبردیم پی
درین پرده یک عقده نشکافتیمبه هیچ از همه روی برتافتیم
عجب آنکه با این همه تاب و پیچدل ما ازین ورطه نگرفت هیچ
به روزی کزین ورطه بیرون رویمدل و دیده زین درد پر خون رویم
کی آن کس ره نیکبختی رودکزین سخت منزل به سختی رود