گنج

بخش ۵۷ - ندبه حکیم اول

یکی گفت وقت است ای هوشیارکه گیریم از حال شاه اعتبار
ببینیم کایام با او چه کردسپهر کج اندام با او چه کرد
فلک تاج دولت ربود از سرشلباس بزرگی کشید از برش
هر آن سختیی کز سرای درشتز اقبال دولت بر او داشت پشت
کنون رو به سوی وی آورده استبه پای سریرش پی آورده است
هر آسانیی کز مدار سپهرنمود اندر ایام شاهیش چهر
کنون روی اقبال ازو تافته ستبه تیغ غمش زهره بشکافته ست
ازان بخت بیدار از اینسان که خفتسزد گر کند مرد دانا شگفت
چنین کز شکر خنده اش لب جداستبه خون گر بگریند بر وی رواست
ولی گل چو صرصر ز شاخش ربودبر او گریه ز ابر بهاران چه سود