گنج

بخش ۹ - حکایت ذوالنون و ابو یزید قدس الله تعالی سرهما

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)۷ بیت
داد ذوالنون به بایزید پیامکای گرفته به خواب خوش آرام
سر برآور که وقت بیگه گشتپای در نه که کاروان بگذشت
بایزیدش جواب داد که مردآن بود در سرای صلح و نبرد
که رود شب به خواب از همه پیشبامدادان رسد به منزل خویش
سر به بالین نهد به فرقت یارصبحدم پیش او شود بیدار
لیک در مجمع طلبکارانباشد این خواب خواب بیداران
هر که عمری ز خواب دیده نبستندهد این خواب یکدم او را دست